آخرین خبرها از وسعت گرفتن آتشسوزی در جنگلهای نزدیک آتن، پایتخت یونان حکایت دارد. دو آتشسوزی در غرب و شرق آتن روز دوشنبه ۲۳ ژوئیه (۱ مرداد) از کنترل خارج شد. مقامهای محلی وضعیت اضطراری اعلام کردهاند.
یونان از سایر کشورهای اتحادیه اروپا درخواست کمک کرده است. ایستگاه رادیوی دولتی ERT از کشته شدن دست کم ۲۴ نفر و مصدومیت بیش از ۱۵۰ نفر خبر داده بود. اما آخرین خبرها از افزایش کشتهها به ۵۰ تن حکایت دارد.
در مناطق حادثهدیده بسیاری خانههای خود را ترک کرده و هزاران نفر پا به فرار گذاشتهاند. در بسیاری از این مناطق برق، تلفن و اینترنت قطع شده است.
ماهیگیران، گارد ساحلی و گردشگران با استفاده از قایقهای بادی تاکنون بیش از ۷۰۰ نفر را از سواحل و مناطق صخرهای نجات دادهاند.
بخش بزرگی از آتش در طول شب با وزش بادهای شدید به سایر نقاط سرایت کرد و از کنترل خارج شد. دولتی یونان میگوید، هزاران نفر شب را در اتومبیلها یا سالنهای ورزشی سر کردند.
دود غلیظ بر فراز آتن
بیشترین خسارات به شرق آتن در شهر بندری رافینا وارد شده است. همچنین منطقه ماتی در این شهر تقریبا به طور کامل تخریب شد.
با شروع روز هواپیماهای اطفای حریق و هلیکوپترها وارد عملیات شدند. یک آتشنشان سهشنبه ۲۴ ژوئیه (۲ مرداد) به تلویزیون یونان گفته است: «ما امیدواریم امروز آتش را خاموش کنیم.»
اتوبان حد فاصل آتن و کورینت که به دلیل دود شدید موقتا مسدود شده بود، صبح سهشنبه مجددا باز شد.
در حال حاضر دما در یونان حدود ۴۰ درجه است. شدت وزش باد در مناطق حادثهدیده هفت کیلومتر بر ساعت ارزیابی شده است. رئیس مرکز حفاظت از شهروندان یونان پیشبینی "بدترین سناریو" را کرده است.
شهردار منطقه سانحهدیده به گزارشگران در محل گفته است، بیش از ۲۰۰ خانه و صدها خودرو در شرق آتن آسیب دیدهاند.
آلکسیس سیپراس، نخستوزیر یونان در تلویزیون این کشور با ابراز نگرانی از آتشسوزیهای یونان، احتمال عمدی بودن این حادثه را رد کرده است.* او به دلیل این حادثه سفر خود به بوسنی را ناتمام گذاشت و شبهنگام به یونان بازگشت.»
* گاه غیر عمد و عمدی فرقی با هم ندارد؛ مثل پَرت کردن ته سیگار؛ یا درست خاموش نکردن آتش و ...
ای کاش فعالان محیط زیست و دوستداران طبیعت و جنگل این خبر هشدار دهنده را در سراسر میهن منتشر می کردند.
در ضمن این روز ها، وبگاهِ «وشتن واژه ها»(kashkara.blogfa.com) نیز به جنگلِ مظلوم اختصاص یافته.
نشانی وبگاه ها و ایمیل من:
habibileisi@gmail.com
پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷ ۲:۵۸
همانطور که پیشتر مفصل نوشتم، چمن قاتل آب است؛ سبزه ی بی ارزشی که اگر در مناطق گرم، چند روز آب نبیند، پلاسیده می شود. هیچ سودی نیز ندارد. ضرر اما فراوان دارد، زیرا قاتل آب است و ذخیره کننده ی آن نیز نیست.
امروز دیدم روزنامه ی «صدای اصلاحات» نوشته: «خیانت شهرداری تهران به مردم پایتخت»؛ و اینگونه اضافه کرده، «شهرداری با آب آشامیدنی آبیاری می کند»؛ و ادامه داده، «آب منطقه ای تهران اعلام کرد: شهرداری تهران سالانه 190 میلیون متر مکعب از آب چاه ها استفاده می کند، اما مدعی هستند که این میزان فقط 140 میلیون متر مکعب است. در حالی که شهرداری تهران فضای سبز را با آب آشامیدنی آبیاری می کند.»
جنبش پاکیزه خوی تالش: این اشتباه نیست؛ این جنایت است. به این جنایت باید فورن پایان داده شود. در شهر های ایران باید به فضای سبز وحشی که نگهدارنده ی آب نیز هست، اهمیت داد و در این راستا سرمایه گذاری کرد. آب را حتی برای یک متر مربع چمن نیز نباید هدر داد. این هدر دادن ها نشانه ی ندانمکاری و بر باد دادن سرمایه ی ملی است. چمنکاری در سراسر کشور باید فورن متوقف شود و تمام مکان های چمنکاری شده باید به فضای سبز وحشی بدل گردد. از جمله کف زمین های فوتبال نباید چمن طبیعی داشته باشد. اگر این طرح نجات بخش هرچه زودتر اجرا نشود، زود و یا دیر شهر های میهن به بحرانی غیر قابل حل دچار خواهند شد.
راستی، پس این همه تخصص و دانشگاه دیدگی و تجربیات تلخ زیانبار برای چیست؟! چرا باید در کشور ما اغلب بعد از وقوع فاجعه به فکر چاره بیفتند؟! خدای ناکرده این نوع برخورد های غیر اصولی و به شدت ضربه زننده، نکند دلیل بر بیسوادی بعضی متخصصین محترم باشد.
منگفتی دیگر که در خارج از میهن نوشته شده.
نوشته شده در تاريخ چهارم امرداد ۱۳۹۷ برابر با بيست و ششم ژوئيه ۲۰۱۸ ، 08:03:47 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
دیروز از جمله نوشتم: «برای حفظ آب باید غارت جنگل ها متوقف شود.» در این جمله مفهومی ژرف و عمیقن علمی نهفته است که بخاطر کمبود جا باز نشده، یعنی گسترده نویسی نکردم. آنچه مشکلات در بابِ آب در ایران است، به دو علت اساسی به وجود آمده. یکی بد استفاده کردن آب است. همین امروز روزنامه ای در تهران نوشت: شهرداری تهران 190 میلیون متر مکعب آب مصرف می کند و فضای سبز را با آب آشامیدنی آبیاری می نماید. اغلب فضای سبز شهر های ایران چمن است. سبزه ای که آب فراوان می بَرَد و نگهدارنده ی آب نیز نیست. در این باب در پست جدید وبگاهِ «جنگلِ مظلوم» مفصلتر نوشته ام که تکرار نمی کنم. بخش دیگر مشکلات بخاطر غارت آب های زیر زمینی(نه برداشت منطقی از آن ها) و هم غارت جنگل هاست؛ جنگل بزرگترین ذخیره گاه آب است. متأسفانه کسانی در سر زمین ما با جنگل در ارتباط اند که شناخت ژرفی از فایده های عظیم و حضور پر شکوه و بسیار بسیار مهم جنگل ندارند؛ ولی با آن همه نا آگاهی، سخت یکدنده اند و هم تصمیم گیرنده! مگر می توان کمی، فقط کمی شناخت از فایده های بیشمار جنگل داشت و بعد آن را برد و برای کاغذ خمیر کرد؟! ایران روسیه، برزیل یا اندونزی و ... نیست؛ ایرانی سر زمینی نیمه خشکیده است با باریکه هایی از جنگل. بریدن جنگل در ایران با اهداف تجاری و صنعتی یعنی جنایت مطلق. پس چرا این را در نمی یابند؟! زیرا فقط و فقط به سود خود می اندیشند. وگرنه کسی که کمی ایران شناس(آشنا با جغرافیای طبیعی میهن ما) و مقداری با اطلاع باشد، وقتی از بریدن جنگل بسیار محدود ایران زمین سخن به میان آید، باید چون بید در باد بلرزد؛ ولی میبینیم نه فقط لرزیدنی درکار نیست، بلکه برای ادامه ی غارت نفس کش می طلبند! موضوعات مربوط به آب و جنگل ها، همه مقولاتی پیچیده و علمی اند و می توان در بابشان فراوان نوشت و بحث کرد. ولی می بینیم که اغلب تصمیم گیرندگان از ناآگاهانند؛ وگرنه جنگل بسیار محدود ایران بریده نمی شد؛ زیرا از آن زیبا تنفسگاه هزاران سود می شد برد.
بخش سوم مشکلات آبی بر می گردد به کشور های همسایه؛ مثل دریافت نکردن سهمیه ی کامل آب دریاچه ی هامون از افغانستان. یعنی اگر این سه مشکل وجود نداشت، با توجه به خشکسالی، ایران امروز دچار این خشکیدگی غریب و ترسناک نمی شد. این سرزمین خشکسالی ها دیده، ولی ارومیه ی کهن نخشکیده. ارومیه ی طبی و عزیز را ندانمکاری، سودجویی و غارت آب ها خشکاند. در یک کلام، به این سر زمین از سوی سود جویان خیانت شده. آیا فقط آن ها مقصرند؟ خیر، خرده سودبَران، و سهمبَران نیز نقشی خائنانه داشته اند. سکوت و همکاری مسئولین نیز جای بزرگ خود دارد. بار ها غمگنانه شاهد بودم و می دیدم که خرده سوربَران و سهمبَران خوش رقصی ها می کردند، و هنوز می کنند برای کمی و بیشتر چرب کردن نواله ی خود. هموطنان شریف و دلسوز، این ها نه چند نکته ی ریز است؛ بل داستانی بلند و بسیار بسیار غم انگیز است.