خرید بک لینک

چه باید کرد؟

تفکیک زباله ها از همان آغاز، بهترین و سود آور ترین شیوه است؛ و هم تمیز ترین شیوه.

آلوده شدن اطراف رودِ زیبای ماسال، آن هم در داخل شهر این نگرانی شدید را برای دوستداران محیط زیست و  زمین پاک ایجاد نموده که اگر این وضعیت ادامه دار شود، بیشک بسیار فاجعه بار خواهد بود. و اخیرن مسئول محیط زیست ماسال در این باب گفته شهرداری باید هرچه زودتر به رفع این مشکل بپردازد. سخن ایشان درست است، ولی ترس من این است که برای پوشاندن این زشتِ به چشم آمده، اقداماتی عجولانه صورت گیرد که در بلند مدت ضررش از سود آن بیشتر گردد.

از سوی دیگر این پرسش پیش می آید که چرا پیش از این مسئول محیط زیست و دیگر مسئولین برای مردم شهرستان ماسال در بابِ این آلودگی و اِشکال بزرگ اطلاع رسانی ننموده اند!؟

این پرسشی ست که ایشان و دیگر مسئولین شهرستان باید جواب بگویند.

اما آنچه وظیفه ی من و هر انسانِ ایرانی است، دلسوزانه و به شکلی اساسی به موضوع پرداختن می باشد. پس تصمیم گرفتم زیر پرسش «چه باید کرد؟» راه حلی برای بلند مدت ارائه دهم تا شاید بکار آید. مطلب من می تواند تلنگری گردد برای عجله نکردن و ریشه ای برخورد نمودن با این معضل. 

برای اینکه انشا ننوشته باشم و پیشنهاد مشخص ارائه شده باشد، وارد اصل موضوع می شوم؛ یعنی شیوه ی جمع آوری زباله در اروپا و مشخصن آلمان را بطور خیلی خلاصه اینجا می آورم، تا ما نیز بتوانیم به سیستمی شبیه آن بیندیشیم، تا برای «ماست مالی» کردن نیاییم با عجله آن کراهت بیرون زده را بپوشانیم و بدین وسیله معترضین را موقتن راضی سازیم، ولی در اصل مشکل به نوعی حل نشده باقی بمانَد.

در کشور آلمان چگونه زباله ها را جمع می کنند؟

گذشته از سطل های کوچک زباله که در جا های مختلف شهر و روستا دیده می شود، در جلوی خانه ها چهار نوع سطل زباله قرار دارد. در پایان مطلب شکل سطل های پلاستیکی گوناگون را نیز خواهم آورد. ذکر اندازه و شکل چه سودی دارد؟ سودش این است که در این کشور هم اندازه های مختلفی را در طول سال های گذشته تجربه کرده اند و حالا این اندازه های کنونی را بهترین یافته اند. از سوی دیگر هر نوع زباله دانی رنگ خود دارد؛ و این کمک بزرگی است به نظم دادن. یعنی در کشور ما هم می توانند متخصصین امر دقیقن همین اندازه ها را بسازند؛ یا خریداری شود.

همینک در جلوی ورودی خانه ی ما دو سطل پلاستیکی سیاه رنگ برای زباله ی آشغالدانی آشپزخانه قرار دارد. این تنها زباله دانی ای است که زباله ی آن حتمن باید در نایلون مخصوص زباله ریخته شده و سر نایلون محکم بسته شود تا زباله به داخل سطل نریزد.

و دو سطل زباله ی آبی رنگ و بزرگتر(تقریبن دو برابر) آن سطل های سیاه داریم برای کاغذ - هر نوع کاغذی که دور انداختنی است. کاغذ مستقیم به داخل آن دو سطل پلاستیکی بزرگ ریخته می شود. طبیعی است که همه سطل ها دارای در هستند تا هم زباله دیده نشود و هم باران و برف در سطل نریزد.

و دو سطل به رنگ زرد و هم اندازه ی سطل های مخصوص کاغذ برای قوطی های کنسرو، پلاستیک، تکه های فلز یا پلاستیک و هر نوع مواد مصنوعی(به غیر از لباس) اختصاص داده شده.

و یک سطلِ هم اندازه ی آن دو سطل سیاهِ مخصوصِ زباله ی آشغالدانی آشپزخانه، ولی به رنگ سبز هست برای مواد طبیعی - شاخه های بریده شده، پوست میوه جات، پوست هندوانه، پوست سیب زمینی، میوه های فاسد شده و ...

در این سطل نیز زباله بطور آزاد یعنی بدون کسیه ی نایلونی ریخته می شود.

این نظم در سطح شهر و جلوی خانه هاست. البته قبلن(تا همین چند سال پیش) قوطی های کنسرو و پلاستیک و ... را در نایلونی زرد رنگ می ریختند که یک روز قبل از روزِ حمل(بیرون آوردن کیسه ها از خانه ها و یا انباری ها) و هم در روز حمل، پیاده روی خیابان ها پر می شد از این نایلون های دارای زباله و اگر به هر دلیلی چند روزی حمل نمی شد، صحنه ی زشتی در خیابان ایجاد می نمود. ولی حالا چند سالی است که سطل هایی بزرگ به اندازه ی سطل های آبی کاغذ، ولی به رنگ زرد را جانشین آن کیسه های زرد کرده اند و این کلی زیبایی خیابان ها را حفظ کرده؛ زیرا ماشین حمل زباله جلوی هر خانه ای در مدت چند دقیقه سطل را خالی کرده می رود. 

پس جلوی خانه ها چهار نوع سطل پلاستیکی قرار دارد، که تعدادشان با تعداد افرادی که در ساختمان می زیند تنظیم می شود.

در ضمن در آخرین ماه سال جدولی را چاپ کرده و به اندازه ی تعداد آپارتمان ها به دم در ساختمان ها می آورند، و در نتیجه زیندگان این کشور در طول سال می دانند چه روزی و در کدام خیابان، کدام زباله حمل خواهد شد؛ پس روز قبل آن سطل ها را از جایگاه در آورده به کنار خیابان می کشانند تا فردایش خالی شود. و بعد از خالی شدن، دوباره در جایگاه قرار می دهند. برای راحت حمل کردن این سطل ها، همه شان در بخش جلو دو چرخ و در لبه ی بالایی دسته دارند، در نتیجه براحتی می توان سطل ها را جابجا نمود.

این برای هر خانه است. برای هر محله هم بستگی به جمعیت آن در یک یا چند نقطه سه صندوق فلزی بزرگ برای شیشه قرار دارد. این صندوق های عظیم در بخش بالایی سوراخی دایره ای شکل دارند برای پرت کردن شیشه به درون آن ها، که در همان قسمت رنگ آمیزی شده اند، تا شیشه ی سبز، قهوه ای و بی رنگ(یخی رنگ) هر یک در جای خود ریخته شود. کنارش هم یک آشغالدانی کوچک هست که درِ شیشه ها را جدا کرده آنجا می اندازند. ریختن بُوتری های شیشه ای در سطل های زباله ی جلوی خانه ممنوع است و حتمن باید در شیشه دان های بزرگ فلزی ریخته شود.

کنار همین سه صندوق بزرگ فلزی، یک لباسدانی است با دریچه ای غلتان در بخش بالایی که لباس های کهنه و یا اضافی آنجا ریخته می شود.

بخش بزرگی از بُوتری های پلاستیکی را مغازه ها با دستگاهِ اتومات از مردم می گیرند و پولش را پس می دهند؛ و باقی را در همان سطل های زرد که جانشین کیسه ی زرد شده، می ریزند.

اداره کنندگان این سیستم سود های هنگفتی از آن می برند و مشکل زباله نیز در هیچ نقطه ای در شهر و روستا دیده نمی شود؛ زیرا بخش اعظم آن را دوباره به زایندگاه(محل تولید) بر می گردانند.

این سیستم عظیم سرتاسری در کشور برای هزاران انسان ایجاد اِشتغال می کند. سیستمی که ساده، اما بسیار کار آمد است. ساده است زیرا تقریبن هر کشوری امکان تولید سطل های پلاستیکی را دارد؛ فقط می مانَد ماشین های ویژه ی حمل زباله که از پیچیدگی های خاصی برخوردارند، و می ارزد که آن ماشین ها خریداری شوند، زیرا هر قیمتی هم که داشته باشند، سودی که از آن ها حاصل می شود با ضرر پخش شدن و هم به هدر رفتن زباله های کلِ کشور قابل مقایسه نیست.

حال می بینید که نه فقط بسیار آسان می توان مشکلِ سرتاسری زباله را حل کرد، بلکه یک منبع درآمد بزرگ نیز خواهد بود. در چنین سیستمی ده ها هزار نفر می توانند مشغول به کار شوند و زیبایی طبیعت نیز تضمین خود را دارد.

برای پیاده کردن چنان سیستم منظمی باید دلسوزی عمیق و اراده باشد؛ باید مسئولین دارای آگاهی تخصصی کافی و ابتکارات ویژه باشند؛ باید پیوسته فرهنگ سازی شود تا پاکیزه خویی در بین مردم و بخصوص مسئولین کشور روایت روز گردد، و مبارزه با بدکاری، کم کاری، بی توجهی، فساد و ندانمکاری فقط شعاری و حرفی و خسته کننده نباشد؛ باید میهن دوستی، انسان دوستی و طبیعت دوستی، ژرف و واقعی باشد.

در یک کلام، باید این همه به چشم آید. باری، این است راهِ درست؛ راهِ نجات.

کوتاه: برای حفظ طبیعت میهن باید دارای احساس مسئولیت ژرف بود.

وظیفه ی من گفتن است؛ باقی را دیگر خود دانی.

 

آنچه در بابِ جمع آوری زباله در کشور آلمان نوشتم، اندکی ست از بسیار؛ اما علاقه مندان به دانستنِ بیشتر می توانند به سایت های ویژه ی مختلفی که به زبان فارسی نیز هست رجوع نمایند.

طبیعی است که در مکان های مختلف شکل و اندازه سطل های پلاستیکی گوناگون است، ولی در حاشیه ی ورودی ساختمان ما این چهار سطل قرار دارد که در زیر می بینید. البته در این عکس اندازه ی همه ی سطل ها یکنواخت است، ولی سطل زباله برای زباله ی آشپزخانه(سیاه، دو عدد) و سطل مواد طبیعی(سبز، یک عدد) ساختمان ما کوچکتر است.Bildergebnis für u202bانواع گوناگون سطل های آشغال در آلمانu202c

نکته: در این عکس سطل ها را طوری قرار داده اند که چرخ ها به طرف دیوار است و در نتیجه خوب دیده نمی شود.

این هم نمونه ای دیگر که هم دستگیره ی سطل در لبه ی بالا و هم یکی از دو چرخِ آن در پایین بخوبی دیده می شود.

 

Bildergebnis für u202bانواع سطل آشغال در آلمانu202c

 نگرانی، ایجاب کرد که این بخش را به آخرین پست وبگاه بیفزایم، تا در پست بعدی ادامه دهم.

موضوع محیط زیست، طبیعت میهن و حیات وحش آن بسیار بسیار مهم است. اگر فقط یکسری حرف های نیک و دل نشین زده شود و بعد فراموش گردد، بی هیچ تردیدی در آینده های نزدیک و دور، ایران ما دچار مشکلات فاجعه باری خواهد شد و این روی کل هستی این سر زمین تأثیرات ویرانگر و جبران ناپذیری برجای خواهد نهاد.
پس بیایید یا وقت خود و دیگران را نگیریم و الکی حرف نزنیم، و یا عمل کنیم.
بیایید مگذاریم مردم ما به دیدن زشتی ها عادت کنند و نبست به سر نوشت ایران عزیز چون مادر، بی تفاوت شوند.

«زراعتی(رییس سازمان حفاظت محیط زیست شهرستان ماسال) با بیان اینکه قوای حاکمیتی به تنهایی نمی توانند مشکل زباله را حل کنند افزود: متأسفانه مردم بومی نیز بصورت دستی و یا با نیسان اقدام به تخلیه زباله در حاشیه رودخانه می کنند و این مسائل به اندازه ای زیاد است که قابل کنترل نیست.»(برگرفته از پست قبلی وبگاهِ «جنگلِ مظلوم»)

حال ده پرسش از جناب زراعتی و همه ی مسئولین شهرستان و کل کشور دارم؛ و در همین ارتباط نکات و اخباری را نیز برای روشنگری، ژرف نگری و ره یابی بر خواهم شمرد.

1 - اگر قوای حکومتی و دولتی آنچه در همین پست نوشته ام را دقیق رعایت کنند، آیا باز مردم «دستی» و یا با «نیسان» زباله ها را در کنار رود خواهند ریخت؟ طبیعی است که وقتی سیستم جمع آوری درست زباله ایجاد شود، دلیلی ندارد که مردم به خود زحمت دهند و زباله را بیاورند کنار رود بریزند.
یادمان نرود، این سیستم ها هستند که به مردم می آموزند. آموختن فقط با سخنرانی و نصیحت نیست؛ بلکه باید در همان راستای سخن عمل کرد؛ بیش از آنچه گفته شده، باید عمل کرد. وگرنه مردم آن حرف ها را فریبکاری و ریاکاری به حساب آورده، بیزار و بی باور شده به ره خود می روند حتی اگر بسیار غلط باشد، مثلِ همین ریختن زباله در کنار رود زیبای ماسال جناب زراعتی محترم، این ها که من می نویسم در هر جمله اش علم است، دست آوَرد است، انشا نویسی نیست. در این جملات و همه ی نوشته های این آدم کوچک اما دلسوز و خدمتگزار میهن مفاهیمی نهفته که اگر دقیق دریافت شده بکار بسته شود، می تواند چاره ساز گردد. من برای سرگرمی و یا از روی خودخواهی نمی نویسم؛ بلکه می نویسم زیرا نگران طبیعت و سلامتی مردمان میهن خود هستم. می نویسم زیرا عاشقم ایران زمین را مانند مادر خود دوست میدارم، و از اندوه این سر زمین چشم و دلم می گرید؛ پس می نویسم تا شاید بکار آید.
در این کشور کسانی هستند که لباس مذهب و حکومت را می پوشند برای فریبکاری و غارت آسانتر و بیشتر؛ و متأسفانه بسیارگاه افراد مسئول نیز به دامشان می افتند به خیال اینکه دارند به تولید، اِشتغالزایی و آبادانی کمک می کنند. چنانکه خصوصی سازی های مشکوک بخور بخور های هزاران میلیاردی و ویرانی های بیشماری ببار آورد؛ و امروز هیچ کس جوابگو نیست! همان زمانِ بخور بخور و ویرانگری، شبانه روز تبلیغ می شد که داریم اقتصاد را با خصوصی سازی شکوفا می کنیم. کارخانه ی «هپکو» یک نمونه ی غم انگیز است از بسیاران. فردی وام کلان هزاران میلیاردی دولتی گرفت و بجای سرمایه گذاری در کارخانه، پول ها را برد در جای دیگری بکار انداخت تا برای خود سود ببرد! می دانم که این باور کردنی نیست، وحشتناک است؛ ولی این بسیار بسیار تلخ حقیقت دارد که کارخانه یعنی سرمایه ی ملی مردم ایران را در دوست بازی ها(دزد بازی ها) و باند بازی ها بردند و به دست دزد و جنایتکارِ غارتگر ضد ایرانی سپردند. این را من نمی گویم، بلکه نتیجه ی "کار" دارد این را فریاد می زند.

لطفن در این باب رجوع شود به گزارش تکان دهنده ی جناب سراج که بخشی از آن پیش از این در وبگاهِ «وَشتَن واژه ها» نیز آمد.

باقی سخن را در پست بعدی «جنگلِ مظلوم» بخوانید.

نشانی وبگاه ها و ایمیل من:

 habibileisi@gmail.com

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: پنجشنبه 21 تير 1397 ساعت: 17:58

صفحه بندی